ما تو زندگی هامون با یه سری تله مواجه هستیم، تله هایی که از دوران کودکی توسط پدر و مادر و یا محیط در ما شکل گرفتن، و حالا که بزرگتر شدیم می بینیم که خیلی از رفتارهای ما رو تحت الشعاع خودشون قرار دادن.

یکی از این تله ها، تله کمک به دیگران به صورت بیمارگونه است.

بله کمک به دیگران خیلی خوبه، خیلی انسانی هست اما در حد تعادل.

وقتی صحبت از بیمارگونه می کنیم یعنی یه جای کار ایراد داره، یه جایی از کار درست عمل نمی کنیم.

کسی که به تله یا طرحواره ایثار گرفتار شده، به دنبال جلب توجه و مورد تائید و پذیرش دیگران قرار گرفتن است.

با خودش می گه: من چی کار کنم دیگران از من راضی باشن؟ من چی کار کنم دوسم داشته باشن؟ چی کار کنم بهم توجه کنن.

و در نهایت وقتی پاسخ مطلوب رو دریافت نمی کنن، سرخورده می شن و با خودشون می گن: من این همه کار براش انجام دادم این همه بهش خوبی کردم، یه تشکر خشک و خالی هم ازم نکرد. دستم نمک نداره. از صبح تا شب جون می کنم اما هیچی به هیچی. هیچکس به من و کارهایی که انجام می دم توجه نداره، ارزشی برام قایل نیست.

ببینیم این توجه بیش از حد به رفع نیازهای دیگران چه تبعاتی در پی داره.

فردی که به صورت بیمارگونه به دیگران کمک می کنه، در واقع نیازهای خودش رو زیر پا می زاره تا نیازهای دیگران رو برآورده کنه و از خوشی ها و لذت های خودش می گذره تا دیگران به خوشی و لذت هاشون برسن.

مامان های فداکار رو دیدین؟ انقدر دغدغه چیزهای مختلف رو دارن که رسالت همسری و مادری رو فراموش می کنن.

انقدر به فکر سلامت فرزندانشون هستن، انقدر دغدغه کلاس های مختلف رو دارن که گاهی از توجه به خودشون غافل می شن و کاملا فراموش می کنن نیاز به تفریح دارن، نیاز به رشد دارن و باید مواظب سلامتی خودت باشن.

و متاسفانه بعد از مدتی هم خود اون مادر و هم اعضای خانواده، جایگاه مادر رو به چشم یک ارایه دهنده خدمات می بینن.

 

شاید دیده باشین که بعضی مادرا وقتی میرن مهمونی، به دختراشون می گن پاشو کار کن، پاشو سفره رو بنداز، پاشو این کار رو انجام بده اون کار رو انجام بده، بزار بگن چه دختر کاریی هستی، چه با محبتی، چه احساس مسئولیتی داری و ناخودآگاه به فرزندشون دیکته می کنند که اگر می خواهی فرد موثری باشی، دیگران دوستت داشته باشند باید در رفع و ارضای نیازهای دیگران تلاش کنی و در یک کلام تبدیل بشی به انسانی جان بر کف که حاضره خودشون رو برای راحتی دیگران فدا کنه.

وقتی شما شروع می کنین به ارائه خدمات به دیگران، دیگران فکر می کنن شما ارائه خدمات رو دوست دارین و وقتی مدام تکرار می شه فکر می کنن اگر اجازه ارایه این خدمات رو بهتون ندن ناراحت می شین و کم کم ، از این جا به بعد جایگاه فرد عوض می شه و افراد حس می کنن دادن این خدمات وظیفه است و حالا اگر این خدمات ارایه نشه کوتاهی شده، به خاطر همین هست که کسانی که طرحواره ایثار یا کمک به دیگران رو دارن همیشه از این که ازشون به نحوه شایسته ای تشکر و قدردانی نمی شه شکایت می کنن .

کسانی که طرحواره ایثار دارند به صورت انتخابی و با اختیار خودشون دوست دارند به دیگران کمک کنند ودرد و رنج اون ها رو کم کنند، چون عدم کمک رسانی به دیگران براشون حس خودخواهی و گناه داره.

خیلی ازشون می شنویم که خودم نخورم، نپوشم، نگردم، اما کار مردم راه بیفته.

این افراد قدرت نه گفتن ندارند و در کودکی به نیازها و هیجان هاش به درستی پاسخ داده نشده و هر هیجانی برای این که والدین راضی باشند سرکوب شده.

راهکار:

  1. باید فرق مظلوم بودن و خوب بودن رو باید به این بچه ها آموزش داد.

جملاتی مثل این که تو خوب باش، تو کوتاه بیا، اگه اسباب بازی ها تو به دوستان ندی هیچی برات نمی خرم، جملات صحیحی نیستند.

باید جوری رفتار کنیم و جملاتی رو بیان کنیم که کودک یاد بگیره گاهی هم باید نه بگه حتی اگر پذیرفته نشه اما باید بتونه فکری که داره و چیزی که می خواد رو به زبون بیاره. اگر واقعا نمی خواد  کاری رو انجام بده، باید یادش بدیم که بتونه از خودش دفاع کنه و توان نه گفتن داشته باشه.

این جمله به این معنی نیست که یه کودک گستاخ تربیت کنیم، به این معنیه که این بچه ها همیشه و در همه شرایط بله گو هستند و این سبب آسیب های جدی روحی بهشون می شه. اگر بتونن در شرایطی به بعضی موقعیت ها نه بگن، هم اعتماد به نفس و هم عزت نفس بهتری دارند و هم از دیگران توقع ندارن که خوبی هاشون رو ببینن و ازشون قدردانی کنن و به یک تعادل خوبی می رسن.

  1. اجازه بدیم نیازها و هیجان هاشون رو بیان کنن.

این کودکان چون نیازها و درخواست های دیگران رو اولی تر نیازهای خودشون می دونن، در اغلب موارد نیازهاشون رو بیان نمی کنن یا حتی هیجان هاشون  رو نشون نمی دن.

مثلا اگه دوستش از عروسکش خوشش بیاد، عروسک رو بهش می ده ولو این که خودش خیلی دوسش داشته باشد یا اگر پدر چیزی براش بخره و خیلی دوسش داشته باشه و ببینه برادرش هم از اون خوشش اومده اصلا علاقه اش رو بیان نمی کنه.

این که پیش دیگران بهشون بگیم بیا بشین کنار من، ساکت بشین، کار خوبی نیست و با روند رشد طبیعی کودک سازگاری نداره.

  1. براش یه الگو باشین.

بچه ها تمام کارهای بزرگترهاشونو ثبت و ضبط می کنن. وقتی شما خودت نیازهای خودت رو سرکوب می کنی و نیاز دیگران رو به خودت ترجیح می دی، دیگه چه توقعی می شه از کودک داشت.

برای آشنایی بیشتر با طرحواره های ناسازگار می تونید تو کارگاه آینه بی غبار شرکت کنید و یاد بگیرید تا چجوری با فرزندانتون رفتار کنید تا خصوصیات ناسازگار در اون ها شکل نگیره.

نسیم مرندی
۹ مهر آبان

[gravityform id=”1″ title=”false” description=”false” ajax=”true”]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *